پخش اخبار روزانه –۱۴ فوریه ۲۰۲۶
آمریکا و ارمنستان توافقنامه همکاری انرژی هستهای غیرنظامی امضا کردند که راه را برای صادرات عمده راکتور و سوخت آمریکا باز میکند همزمان واشینگتن دیسی پیوند خود با ارمنستان را عمیقتر میکند پساز توافقی با میانجیگری آمریکا که ارمنستان و جمهوری آذربایجان را پساز نزدیک به ۴۰ سال درگیری در مسیر عادیسازی روابط قرار داد (Reuters)
بریتانیا مسیر ویزا را برای مردم هنگکنگ گسترش داد و به هزاران نفر دیگر اجازه داد همراه خانواده به بریتانیا نقل مکان کنند همزمان وزیران بار دیگر بر تعهد دیرینۀ بریتانیا برای فراهمکردن مسیری امن و قانونی برای کسانی که اسکان مجدد را انتخاب میکنند، تأکید کردند (Gov.uk)
اتحادیه اروپا از تشکیل دولت جدید یمن استقبال کرد و آن را گامی مثبت به سوی ثبات و خدمات عمومی بهتر دانست و از کابینه جدید خواست بر نیازهای بشردوستانه، حکمرانی فراگیر و صلح بلندمدت تمرکز کند (Yemen Online)
یک استارت آپ فرانسوی ونهای برقی سبکوزنی را آزمایش میکند که میتوانند بین جاده و ریل جابهجا شوند تا روی هزاران خط آهن متروکۀ کشور حرکت کنند هدف این طرح، فراهمکردن گزینهای کمکربن و درخواستی برای حملونقل عمومی در مناطق روستایی، بدون بازسازی کامل زیرساخت قطار است (Euronews)
بریتانیا کارزاری تازه راهاندازی کرد تا به والدین کمک کند با فرزندانشان درباره محتوای زیانبار آنلاین گفتوگو کنند و در قالب تلاشی گستردهتر برای بهبود سلامت دیجیتال کودکان، درباره تنظیمات ایمنی و گفتوگوهای دشوار راهنماییهای عملی داد (Gov.uk)
ساکنان لانگآیلند [آمریکا] علیه طرح ساخت یک کارگاه تخممرغ با ظرفیت ۶ هزار شخص- مرغ مجاور خانههایشان اعتراض کردند و میگویند بو، سروصدا و آفات، محله را غیرقابل تحمل میکند (New York Post)
کارشناسان سلامت هشدار دادند سیگار کشیدن در ترکیه سالانه حدود ۱۰۰ هزار مرگ در پی دارد- نزدیک به ۳۰۰ نفر در روز ـ و همزمان 'هیئت علمی جمعیت هلال سبز ترکیه' خواستار پیشگیری قویتر، آموزشِ متمرکز بر جوانان و حمایت از ترک سیگار شده است آن هم در شرایطی که مصرف سیگارهای الکترونیکی و تداوم خطرات دود دستدوم و دستسوم افزایش یافته است (Türkiye Today)
کنیا با جهش تند 'لیشمانیاز احشایی'، روبهرو است که با نام «کالاآزار» یا «تب سیاه» هم شناخته میشود- بیماری انگلیِ مرگباری که از پشهخاکی منتقل میشود و بدون درمان تقریباً همیشه کشنده است- چنانکه شمار موارد بیش از دو برابر شده و در میان تغییرات اقلیمی، خشکسالی و دسترسی محدود به تشخیص و مراقبت مناسب بحران به مناطق جدید رسیده است (Citizen Digital)
تحلیل بزرگی در بریتانیا–فنلاند نشان داد چاقی بهطور چشمگیر خطر بیماری عفونیِ شدید را افزایش میدهد، طوری که افراد چاق با حدود ۷۰٪ احتمال بیشتر بستری یا مرگ روبهرو هستند و بنا بر برآوردها، از هر ۱۰ مرگِ مرتبط با عفونت در جهان، ۱ مورد به این گروه مربوط میشود در عین حال، به نظر میرسد کاهش وزن، خطر را کم کند (Nutrition Insight)
پژوهشگران مؤسسه فناوری ماساچوست [آمریکا] نشان دادند کمخوابی، «پاکسازیهای» اضطراری مغز را در حالت بیداری فعال میکند. مغز در بازههای ۱۲ ثانیهای مکث میکند تا پسماند را دفع و همزمان ضربان قلب را کُند و مردمکها را تنگ کند. این وقفههای ناخواسته نشان میدهد خواب جایگزینی ندارد و برای هر کسی که رانندگی میکند یا با ماشینآلات سنگین کار میکند، خطری بسیار جدی دارد (Báo Người Lao Động)
متخصصان تغذیه در آمریکا میگویند رنگ سیبزمینی از فواید مشخصی برای سلامت خبر میدهد. گونههای بنفش و قرمز سرشار از آنتیاکسیدان برای سلامت قلب و مغز هستند، درحالیکه سیبزمینی شیرین ویتامین آ دارد. سیبزمینیهای سفید، خرمایی و زرد، پتاسیم، فیبر و انرژی دارند. کارشناسان توصیه میکنند سیبزمینی را با پوست، آبپز یا تنوری کنید یا در هواپز آماده کنید. سردکردن سیبزمینی پخته پیشاز گرم کردن دوباره نشاسته مقاوم ایجاد میکند که به کاهش جهش قند خون کمک میکند (Fox News)
بتا-سیتوسترولِ آلوئهورا بهعنوان سلاحی نیرومند علیه آلزایمر مطرح شده است. شبیهسازیهای پیشرفته نشان داد این ترکیب طبیعی آنزیمهایی را مهار میکند که انتقالدهندههای عصبیِ مرتبط با حافظه را تخریب میکنند و به حفظ کارکرد شناختی کمک میکند. این ترکیب غیرسمی و بهراحتی جذب میشود، مسیری امیدبخش برای درمانهای پایدار و طبیعی فراهم میکند تا افتِ عصبی تخریبی بهطور ایمن مدیریت شود. دانشمندان معتقدند این یافته نشانه پیشرفتی مهم در درمان زوال عقل با رویکرد گیاهپایه است (Tuổi Trẻ)
یک طوفان شدید هاوایی [آمریکا] را با بادهایی تا ۱۱۷ کیلومتر بر ساعت و بارش سیلآسا درهم کوبید و باعث قطعی گسترده برق، سقوط درختان، رانش زمین و سیلاب شد، در پی آن وضعیت اضطراری اعلام شد و همچنان برقرار است (The Watchers)
مدیران آب در جنوب فلوریدا [آمریکا] برای شش شهرستان هشدار کمبود صادر کردند زیرا خشکسالی شدید ناشی از 'لا نینا' سفرههای آب زیرزمینی را تهی کرده است و همزمان درخواست فوری برای صرفهجویی داوطلبانه مطرح است (Miami Herald)
شهر پورتسموث [بریتانیا] راهبرد تازهای برای هوای پاک رونمایی کرد گزارشی از شورای شهر، آلودگی را با ۵.۲٪ از مرگهای زودرس محلی در سال۲۰۲۳ مرتبط دانست که نسبت به ۶٫۹٪ در سال ۲۰۲۰ کاهش یافته، هدف، کاهش بیشتر دیاکسید نیتروژن و ذرات معلق است (Southern Daily Echo)
بیش از ۱۵۰ کشور «ارزیابی کسبوکار و تنوع زیستی» جهانیِ جدیدی را در نشستی با میزبانی بریتانیا در منچستر [بریتانیا] تصویب کردند و نقشه راهی علمی ایجاد شد تا شرکتها اثر خود بر طبیعت را بهتر درک و مدیریت کنند دولتها این اقدام را گامی کلیدی در مسیر مذاکرات تنوع زیستیِ امسال توصیف میکنند (Gov.uk)
کارشناسان از نهادهای ناظر آمریکا و کانادا میخواهند الزامِ اجباریِ آزمایشهای اشخاص- موش در صنعت غذا را پایان دهند این برای سنجش قابلیت هضم پروتئین، بهمنظور برچسبگذاری مقدار پروتئین است. آنها میگویند این قواعد غیراخلاقی باید بهروز شود تا روشهای آزمایشگاهیِ عاری از حیوان، مجاز باشد Physicians Committee for Responsible Medicine
برند 'بیورن کورن' که در هادسنولی [نیویورک، آمریکا] مستقر است، پاپکورنِ وگان و خورشیدی با ذرت محلی تولید میکند. این برند مواد اولیه فاقد GMO یا [مواد عاری از دستکاری ژنتیکی] را با انرژی تجدیدپذیر ترکیب میکند تا نشان دهد خوراکیِ پایدار و سازگار با آلرژی ممکن است (Blue Dot Living)
برند 'پینک ماوس کازمتیکس' در آمریکا یک مجموعه جامع از محصولات زیبایی وگان، طبیعی و بدون آزمون حیوانی عرضه کرد. این مجموعه شامل لوازم آرایشیِ گیاهمحور، مراقبت از مو و آراستگیِ مردانه است که برای مصرف اخلاقی با کارایی بالا طراحی شدهاند (OpenPR)
پلیس در کنتاکی [آمریکا] میگوید یک شخصِ- سگِ ناشناس، مأموران را بسوی پسر سهساله گمشدهای هدایت کرد و آنها را از ایوانِ خانه همسایه تا یک خودرو در حیاط پشتی راهنمایی کرد جایی که کودکِ وحشتزده، سالم پیدا شد، مأموران این رخداد را نجاتی شبیه فیلم «لَسی» در دنیای واقعی توصیف کردند و یکی از مأموران، شخص- سگ را «برکتی از سوی خدا» خواند (New York Post)
در ضاحیه [بیروت، لبنان]، 'دیانا عبادی' حدود دوازده سال است اشخاص-گربه رهاشده را پناه میدهد و باوجود افزایش شدید اجاره، حالا از ۵۰ تا ۷۰ مورد مراقبت میکند درحالیکه کمککنندگان و شبکههای اجتماعی هزینه درمان و واگذاری برای سرپرستی را تأمین میکنند (AP)
پاکستان، 'ووفی' را بهعنوان نخستین اپلیکیشن اختصاصی نجات شخص- حیوان در اسلامآباد و 'راولپندی' راهاندازی کرد. این سکو به شهروندان امکان میدهد اشخاص- حیوان آسیبدیده یا آزار دیده را با داشبوردهای بیدرنگ گزارش کنند. این اپلیکیشن با اتصال نجاتدهندگان به درمانگاهها، در پی تقویت تلاشهای سراسری برای حفاظت از اشخاص- حیوان است (BloomPakistan)
'فونگ سوان هونگ' و مرد دیگری در آولاک (ویتنام) برای نجاتِ یک سالمندِ آسیبدیده در سانحه موتورسیکلت، در رودخانه یخزده 'نو وه' شیرجه زدند. این دو نفر، مرد را سریع به ساحل بردند و سپس بهدلیل آسیبِ سر، برای جراحی مغز بستری شد. اقدام قهرمانانه آنها با تحسین گسترده مردم مواجه شد (Dân Trí)
نقلقول تعالیبخش روز: "حتی وقتی اتفاقات بد میافتد، باید سعی کنید از همان چیزهای بد به شکلی مثبت استفاده کنید و در واقع فقط جنبه مثبت آن را ببینید." – ناتالی دو توآ شناگر آفریقای جنوبی و دارندۀ مدال طلای المپیک (BrainyQuote)
وقتی در سن ۳۳سالگی مردم، با عمری از اسرار و شرمهایی مردم که با خودم برده بودم، چیزهایی که هرگز به هیچکس نگفته بودم، بهویژه سوءاستفادههایی که بهعنوان یک کودک از ۳ تا ۱۲سالگی تجربه کرده بودم. من بیدرنگ زانو زدم و [او] بیدرنگ به صورتم نزدیک شد و گریه کردم چون لمسم کرد، با آنکه میدانست من کی هستم و چه کردهام. و 'او' این عشق را دور من تنید. دستانم را بالا بردم و گفتم: "چرا؟" در قسمت ۱ از ۲ تجربۀ نزدیک به مرگ کریستال مکویا، معلم آمریکایی توضیح میدهد چگونه در سن ۳۳سالگی مرد و با خدا ملاقات کرد، خدایی که به سوال همیشگیاش دربارۀ اینکه چرا اجازه داد او در دوران کودکی مورد آزار قرار گیرد، پاسخ داد.
کریستال در شهری کوچک در جنوب غربی اوکلاهمای آمریکا بزرگ شد جایی که حضور در کلیسا امری بدیهی بود. در هشت سالگی، به دعوت در کنار محراب پاسخ داد و آماده نجاتیافتن بود. آنچه هیچکس نمیدانست این بود که کریستال از سن سهسالگی قربانی آزار بود و این آزار همچنان ادامه داشت. او آن شب غسل تعمید گرفت، به امید اینکه حضرت عیسی او را از آزارها نجات دهد. وقتی آزار تمام نشد، او بارها و بارها غسل تعمید گرفت- چهار بار در سه مذهب مختلف تا ۱۲سالگی. سرانجام، کریستال به این نتیجه رسید که یا خدا وجود ندارد، یا اگر هم وجود دارد او را دوست ندارد.
تا ۱۲سالگی، پساز تعمیدهای مکرر که امیدوار بود بهنوعی جلوی آزار را بگیرد، کریستال احساس بیارزشی میکرد. در ۱۷سالگی باردار شد و این شرم را تا بزرگسالی با خود حمل کرد- تا جایی که به این باوررسید اگر هم خدایی باشد، هرگز کسی مثل او را دوست نخواهد داشت. در جوانی ازدواج کرد و طلاق گرفت و تا ۲۳سالگی دو فرزند داشت و ایمانش به خدا روبه خاموشی بود. وقتی کشیشها از خداوند بهعنوان پدر مهربان صحبت میکردند، برای او قابل درک نبود – پدر خودش غایب بود و ناپدریاش با اعتیاد به مواد و الکل دستوپنجه نرم میکرد.
در ۲۸سالگی، کریستال با ویرجیل ازدواج کرد، اولین مرد مسیحی که تا آن زمان با او قرار گذاشته بود، و رابطهاش با خدا دستخوش تغییر شد. پنج سال بعد، آنها دوقلوها، به نام ویلو و میکا که چهار ماه زودتر به دنیا آمده بودند را به خانه آوردند. کریستال تمام مدتی که در بیمارستان بود، با خداوند کلنجار میرفت، بیخبر از اینکه نوزادانش زنده میمانند یا نه. او بارها خداوند را آزمایش کرد و از او نشانههای خاصی خواست- دوقلو، یک پسر و یک دختر، و حتی رنگ چشمهای متفاوت. جواب همۀ دعاها داده شد، اما کریستال هنوز به خود اجازه میداد که فکر کند اینها تصادفی است.
شش ماه پساز آوردن دوقلوها به خانه، کریستال برای انجام آندوسکوپی روتین به بیمارستان رفت تا مشکلاتِ تنفسیاش را بررسی کنند. روند درمان اشتباه پیش رفت و او دچارالتهاب پانکراس حاد شد. دو روز پساز ماندن در بیمارستان، با مادرش تماس گرفت و گفت دارد میمیرد. ساعات بعد، کریستال دچار ایست تنفسی شد. قلبش از تپش ایستاد، نفس کشیدنش قطع شد و کد آبی – فراخوان اضطراری بیمارستان برای ایست قلبی یا تنفسی – اعلام شد همزمان پزشکان برای احیای او بهسرعت به اتاقش آمدند.
یادم هست که چشمهایم را باز کردم و دیدم مادرم پایین تخت من نشسته بود و پشتش به من بود و مجله میخواند. یادم هست که فوراً فهمیدم قلبم تازه ایستاده، و یادم هست که میدانستم نفس نمیکشم. من تمام عمرم از مرگ میترسیدم. و ناگهان این آرامش بر من غلبه کرد، آرامم کرد و هیچ ترسی وجود نداشت. با آخرین نفس کوچکی که در ریههایم داشتم، به مادرم گفتم: "دوستت دارم". بعد چشمهایم را بستم و ناگهان بازش کردم و در بهشت ایستاده بودم.
برای من، همهچیز همزمان اتفاق افتاد، اما روی زمین، باید چیزها را به ترتیب بیان کنیم. تمام دانش فوراً دانلود شد. میدانستم کجا هستم. میدانستم کی هستم، یعنی هنوز کریستال بودم. هنوز همان کریستالی بودم که در آن اتاق بیمارستان مرده بودم و پزشکان و پرستاران درحال انجام 'سیپیآر' [احیای قلبی-ریوی] برای بازگرداندن من بودند. هرچند، کاملترین نسخه از خودم بودم که در آن نور ایستاده بود. هیچ اثر منفیای به من نچسبیده بود.
به یادم دارم که تمام دانش در من جاری شد. یادم میآید که میدانستم هنوز همان "منی" هستم که از قبل وجود داشت. میگویم، همان "منی" بودم که تا ابد وجود داشت. وقتی به آیهای از [انجیل] برخوردم که میگفت: "زیرا من تو را میشناختم پیشاز آنکه تو را در رحم مادر شکل دهم." همان "منی" بودم که آنجا ایستاده بود، "منی" که 'او' خلق کرده بود پیشاز آنکه به شکل انسانی خودم تبدیل شوم. روح من بود که در برابر 'او' ایستاده بود.
کریستال زمان را به طور متفاوتی تجربه میکرد- هیچ عجلهای نبود، گویی زمان وجود نداشت. او به تمام دانش، دسترسی فوری داشت و هر چیزی را که نیاز بود بداند، میدانست. در تونلی از نور خیرهکننده قرار داشت - تاریکی نبود، بلکه نوری بود که میشد حسش کرد و میتوانست ارتباط برقرار کند. دو فرشته در مقابلش ایستاده بودند، سمت چپ. آنها سایهوار شبیه انسان به نظر میرسیدند، اما نوری ساطع میکردند که مثل لامپ میدرخشید و نمیتوانستید به درونش نگاه کنید.
این منبع نور که از درون و اطرافم جاری بود و از کف این تونلها و از فرشتگان ساطع میشد، منبع او بود. این خود خدا بود. میدانستم که آنها را در این زندگی، در این زمین نشناختهام. میدانستم آنها را از وقتی بهوجود آمده بودم، شناختهام. آنها هیجانزده بودند که من بالاخره میتوانستم آنها را ببینم و بشنوم. فقط به یاد دارم که چقدر دوستشان داشتم. باید بهترین دوستان من باشند تا مرا دوست داشته باشند و بهتر از هرکسی در این زمین مرا بشناسند.
کریستال با فرشتگان نه از طریق کلمات، بلکه با احساسات و افکار ارتباط برقرار میکرد. او توصیف کرد که بهجای پنج حسی که ما در زمین تجربه میکنیم، صد حس داشت. بعد متوجه حضوری در سمت راستش شد حضوری که تماممدت آنجا بوده است.
من بهسمت این حضور چرخیدم و روحم بلافاصله او را شناخت. میگویم که من خدا را ملاقات نکردم، 'او' را شناختم. در مقابل وجودی ایستاده بودم که خلقم کرده بود. میتوانید تصور کنید؟ 'او' را دیدم و مستقیم زانو زدم و به یاد دارم که این برایم مهم بود چون دستانم را بالا بردم. من بیشتر با باورهای باپتیست و متدیست بزرگ شده بودم و ما در کلیسا دستانمان را بالا نمیبردیم. هیچوقت اینطور نیایش نکرده بودم. و به یاد دارم که به زانو افتادم و دستانم را بالا بردم، بعد حتی نمیتوانستم روی زانوهایم بمانم. مستقیم سجده کردم و این از روی احترام بود. از روی عشق بود. و همان لحظه، وقتی به پیشگاه 'او' سجده کردم، یادم میآید که فقط گریه کردم. و 'او' مرا در آن نور ملموس در بر گرفت، در آن عشق ملموسی که میتوانستم احساس کنم.
کریستال تمام عمرش را برنامه ریخته بود تا از خدا بپرسد چرا اجازه داد تا مورد آزار قرار گیرد. اما وقتی دهانش را در حضور 'او' باز کرد، چیزی غیرمنتظره بیرون آمد. وقتی دستانم را بالا بردم و دهانم را باز کردم، گفتم: "چرا کار بیشتر برای تو نکردم؟" و خیلی خوشحالم که خدا اجازه داد آن را به یاد بیاورم، چون در آن لحظه، با تمام آن دانشی که به روح من سرازیر شد، تنها سوالی که از او داشتم، سوالی از حس پشیمانی بود. چرا کار بیشتری برای تو نکردم؟
خدا او را مثل پیلهای در محبت پیچید و او دستهایش را گشود تا نزدیکتر شود، انگار خدا همۀ آن چیزی بود که در اطرافش حضور داشت. گفتم: "میتوانم تا ابد تو را پرستش کنم." این چیزی نبود که کریستال هرگز گفته باشد، چون بعداز چهار [سرود نیایش] در کلیسا، دیگر حوصلهام سر رفته بود - و اینجا من گفتم: "میتوانم تا ابد سجده کنم و تو را بپرستم."
اما ملاقات کریستال هنوز تمام نشده بود. خیلی زود خدا چیزی را برایش آشکار ساخت که در تمام عمرش به آن پی نبرده بود. "او گفت: 'درتمام عمرت سعی کردم این را به تو بگویم. تمام عمرت سعی کردم این را نشانت دهم.'" فردا با ما همراه شوید برای قسمت ۲ از ۲ تجربه نزدیک به مرگ کریستال مکویا. Imagine Heaven Podcast with John Burke